X
تبلیغات
رایتل

تاریک خانه

جمعه 10 بهمن‌ماه سال 1382 ساعت 02:05 ب.ظ

نوشتار یک، بازگشت از گذشته

بعد از مدت ها می نویسم برای خودم، برای خودم و شما. فحش های رنگارنگی آماده کرده بودم تا برای اولین پست بعد از تبعید ! نثار جان دوستان بلاگ اسکایی کنم، اما فکر اینکه هیچ کدام از اینها را آن ها نخواهند خواند و فقط صفحه را می آزارد باعث شد این هم دریغشان کنم و کوتاه مدت حضور خود را در این فضای لغزان و ناپایدار چون گذشته در سکوت گذرانم. در اولین فرصت باید مجموعه نوشته ها را جان سالم از این جعبه به بیرون کشانم تا سرمایه ﴿!﴾ و تراوشات چند ماهه که تنها به کار همان آرشیو و شاید تفاخری به عقبه و قدمت بیاید محفوظ بماند. در این وانفسای گستردگی و پراکندگی در تاریک خانه ای دیگر باید مسیر آمده از گذشته را نمایانده داشته باشم تا به چیزی گرفته شوم !

حرف های ناگفته و فروخورده در این زمان فراق بسیار آمدند که نیازم بود با کسی بازگویمشان اما مجال نیافتند. اکنون دیگر متعلق به کنون نیستند و شاید دیگر هیچ گاه مجالی نیابند که عمر را فرصت توقفی نیست و حال به زبان حال سخن باید برانیم، هرچند دل از گرواش جدا نباشد و حرف امروز هم چیزی نباشد جز حرف از گذشته. اما این تاخیر ناخواسته کار دیگر هم در حقم روا داشت و آن قطع رشته ای بی حاصل بود که نه دیری است در فضای ذهن و این وبلاگ گسترش می یافت و کارکرد وبلاگ گونه را می ستاند. امیدوارم این تقطیع پیوندی قوی تر به فراخور فضای وبلاگ برایم به ثمر رساند و حرف هایی را گویم که عمومیت بیشتری بپذیرد.

و خبری دیگری که می تواند به شوقم آورد: دوست و استاد گرانقدری بعد از مدت ها اصرار و تمکین نکردن قصد وبلاگ و نوشتار آن لاین کرده است، البته ایشان هم به خاطر این رفت و آمدهای بی موقع بلاگ اسکای تمایلی بدان ندارد، همچنان که می خواهند شروع کار از جایی عمومی به انجام رسد و در پی اش مستقل به کار ادامه دهند، اگر موافقت داشته باشند شاید به زودی در این فضای محقر میهمان نوشته هایشان شوم و در غیر آن فضایی به عاریت برایشان خواهم گرفت تا محرومیت از قلمشان کوتاه تر شود. این را به عنوان مژده ای برای این فضای تاریک آوردم که می خواهد نوری تازه در آن دمیده شود.