X
تبلیغات
رایتل

تاریک خانه

شنبه 14 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 12:49 ب.ظ

تفکر اریجینال، آیا ممکن است ؟

چند وقتی است که درگیر یک موضوع شدم، بالاخره چه وقت یک انسان می تواند صاحب فکر و نظری مال خود شود. مال خود خود، یعنی اریجینال. ما حرف می زنیم، نظر می دهیم و فکر هم می کنیم ولی چند درصد اینها مال ماست و نه متاثر از چیزهایی که همان زمان خوانده ایم و شنیده ایم. مثلا من در روز خیلی چیزها می خوانم و می شنوم از خبر و مقاله و وبلاگ و روزنامه و غیره، خوب حالا با این حجم مطالب ورودی دیگر اصلا چیزی به اسم تراوشات ذهنی من باقی می ماند ؟ مشخص است من هرچه بگویم و بنویسم نتیجه آن چه خوانده ام و برگرفته از آن ها خواهد بود نه متعلق به ذهن خودم.
اساسا یک انسان چگونه و کی دارای یک تفکر شخصی و نه تاثیر پذیر می تواند باشد و یا اصلا همیچین موجودی وجود دارد.
من به هیچ وجه مخالف خواندن و درک دیدگاه های متفاوت و مختلف نیستم، چون این کاری است که جزوی از وجود من شده است، "تحلیل آن چه دریافت می کنی". اما می دانم که آنچه می گویم وامدار آن مقاله و نوشته هایی است که خوانده ام نه نقطه ای که من به آنجا خود رسیده ام.
شاید به نظرتان مضحک بیاید که چطور می توان به تنهایی در هر مسیری از ابتدا شروع به کشف کرد ؟ و هر آنچه می گویی را خود آزموده باشی. اما من می گویم تا چه زمانی باید متاثر بود از نظرات دیگران و از ذهنیاتشان ؟ چه روزی می رسد که اگر من حرفی را زدم خود به آن نتیجه رسیده باشم یا آن محصولی خالص باشد.
این حالت که با هر فکری که در آن لحظه نتوان مخالفش بود همراه شدن و دانسته های گذشته که آنها هم از محیط تحمیل شده بودند را کنار گذاشتن و براحتی تغییر عقیده دادن، مشکل من است. اینکه ندانی چرا این را قبول کردی و آن را فراموش.
من می خواهم بنویسم و بگویم چیزی را که دیگر هرگز فراموش نکنم، شما می دانید چگونه ؟ یا اصلا چنین چیزی ممکن است ؟
شاید برای آن باید به نقطه دانایی مطلق دست یافت، جایی که هر پدیده ای با معیار دانش مطلق قیاس می شود نه شواهد و ورودی های دائما در حال تغییر.