X
تبلیغات
رایتل

تاریک خانه

شنبه 7 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 01:10 ق.ظ

فعلا خبری نیست

خوب به خیر گذشت، سخت بود ولی با جمع شدن بچه ها و مخصوصا آمدن بابا خیلی راحت تر از آنچه فکر می کردیم انجام شد. وسایل بزرگ و حجیم را با یک خاور بردیم لواسان توی یک انبار که شاید حالا که آب از سرمان گذشته یک کاری برای محلی ها بکنیم و همانجا را یک باشگاه برای خودشان بزنیم، فعلا برای خالی کردن جای این یارو که می خواست بابت این مدت هم بدون هیچ گونه قرار دادی اجاره هم بگیره و البته فعلا منصرفش کردیم؛ بهترین انتخاب بود، چون اگر قرار به فروش هم باشد زمان می خواهد. خلاصه گفتم که سالمم و زیر وزنه ها هنوز توانستیم کمر راست کنیم. فردا شاید با حامد بقیه را با وانت ببریم.
امروز هم همش داشتم با این کامپیوترها ور می رفتم، دوتا کامپیوتر یک بنده خدایی که قرار براش شبکه بکنم. خیلی حال می ده، بعد از یک عمر دیدن سرعت اتصالی حداکثر 50kb ، با سرعت 100Mb از اون کامپیوتر فیلم پخش کنی توی این کامپیوتر. چی می شد اگه سرعت اینترنتمان هم اینقدر بود ! اون وقت ما روزی یک بار کل اینترنت را داونلود می کردیم تو کامپیوتر خودمون !!
سایت پرشین تولز جای بسیار بدرد بخوری هست برای رفع اشکال و سوال پرسیدن، مخصوصا برای اتصال win 98 به 2000 یا xp نکته های اونجا خیلی کمک کرد. خلاصه که جون می ده برای جاهایی که دوتا کامپیوتر یا بیشتر دارند، از یکی به اینترنت وصل می شی از همه دسترسی داری ! یا بالاتر از اون یک رایتر برای یکی از کامپیوترهای شبکه می گذاری همه باهاش رایت می کنند. پس می بینید که پر از فایده است، پس بشتابید.
راستی شماها از خودتان خجالت نمی کشید، تولد ما رو که یادتون نبود هیچی نگفتیم، حالا دیگه هر واقعه ای که مبنای تاریخ شده را هم باید فراموش کنید. امروز می دونید چه روزی بود؟ چه بلایی در چنین تاریخی بر سر مسلمانان عالم که هیچ تمام کرات دیگر هم آمد، بابا امروز ششم تیر است، یادتون نیومد ؟ اه، یک راهنمایی دیگه می کنم، امروز سالروز یک فاجعه بزرگ در سال 60 بود، 6 تیر 60 . اگر نفهمیدی پس امشب تلویزیون حتما نگاه نکردید. بابا امروز سالروز ضربت خوردن آقا بود دیگه ! (منظور از آقا همون آغاست) روزی که خوب شد من نبودم ( آخه بدنیا نیومده بودم ! ) وگرنه از قصه می ترکیدم . آقامون بی دست شد ای وای... ای هوار... .