X
تبلیغات
رایتل

تاریک خانه

سه‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1382 ساعت 04:13 ب.ظ

برادر زن صدام، همسایه طبقه بالای ما ؟!

الان تو بی بی سی این را خواندم : برادر زن صدام حسین بازداشت شد، لوی خیرالله.
حیرت آوره یعنی این همان کسی است که سالها طبقه بالای ما زندگی می کرد. باورم نمی شود. دکتر لویی خیرالله دکتر مهندس در رشته های برق و آب تحصیل کرده انگلستان یک عراقی تبعیدی بود که همسر بریتانیایی هم داشت. او سالها پیش از عراق گریخته بودء دکتر لویی تحصیلاتش را در انگلستان ادامه داده بود و از آنجا با همسر و دو فرزندش رفته بود دبی و از آنجا به ایران آمدند. به خانه ما آن طور که مامانم می گوید سال 63 - 64 وقتی من دو سالم بود آمدند. اینجا حدود هشت سال ماندند و بعد برای دو سه سال رفتند اهواز چون دکتر تو شرکت برق روی پروژه های لایروبی سد کارون و سد سازی کار می کرد و از آنجا رفت انگلستان تا چند سال پیش که اتفاقی تو مسنجر با هم صحبت کردیم. 
آدم های خیلی خوب و محترمی بودندء یک پسر هم سن من به اسم حیدر داشتندء دکتر سال پیش تابستان که ایران آمده بود می گفت دانشگاه می ره و دو دختر و دو پسر دیگر که غیر از حیدر و زینب- دختر بزرگشان- بقیه اینجا بدنیا آمدند. ارتباط خیلی صمیمی با هم داشتیم آن ها هم اینجا کسی را نداشتند.
ولی همیشه ما او را به عنوان مخالف حکومت صدام می دانستیم که ارتباطاتی هم با مجلس اعلی و حزب الدعوه داشت و وقتی از ایران خارج شد بابا می گفت به دلیل توافقات میان ایران و عراق باید از ایران خارج می شد و هیچ وقت به روشنی دلایل ورود و خروجش از ایران معلوم نشد.
ولی اینکه خواهرش زن صدام باشد و نزدیکی با عدی داشته باشد اصلا برایم قابل تصور نیست. بعد از خاتمه جنگ فکر می کردم که حتما به عراق برمی گردد و آن وقت هم ای میلی برایش فرستادم که بی جواب ماندء حالا نمی دانم این یک اشتیاه بوده یا این که او همان لویی خیرالله آرام و متین است که ما بهش می گفتیم عمو یا به قول عربها ابوحیدر و به زنش خاله مارلین یا ام زینب.
امیدوارم آن که گیر آمریکایی ها افتاده او نباشد. ببینم جوابی به ایمیلم می دهد یا نه.
تصحیح (تکذیب) : امروز صبح جوابم را داد. نه اون که تو عراق گیر افتاده یکی دیگه است، ایشان تازه از عراق برگشتند انگلیس برای دیدار خانواده و ده روز دیگه هم دوباره به عراق می روند. و می گفت تا یک سال دیگه هم احتمالا با خانواده می رن به سرزمین پدری. خوب خدا را شکر. اگر قبول کنه از عراق یک وبلاگ رو شروع کنه خوب می شه.